تبلیغات

درباره ما

بایگانی

پيوندها

آمار سایت

  • افراد آنلاین 1
  • بازدید امروز 6
  • بازدید دیروز 2
  • ورودی امروز از گوگل 0
  • ورودی دیروز از گوگل 0
  • بازدید این هفته 6
  • بازدید این ماه 42
  • بازدید این سال 1348
  • بازدید کل 2179
  • تعداد مطالب سایت 226
  • تعداد نظرات 0

شبکه های اجتماعی


مفسرین، اغلب تلاش می کنند مرحله ی فعلی اکوسیستم ارزهای رمزنگاری شده را با دوران پیدایش و توسعه ی اینترنت مقایسه کنند. اما ما اکنون در چه مقطع زمانی قرار داریم، سال ۱۹۹۰(۱۳۶۹)، ۱۹۹۵(۱۳۷۴) یا ۱۹۹۸(۱۳۷۷)؟
یک مقایسه ی صحیح با شرایط یکسان این است که ابتدا ببینیم ما در کدام دوران دموکراسی قرار داریم. ایالات متحده، اولین دموکراسی مدرن، پس از پایان جنگ های استقلال خود در سال ۱۷۸۱(۱۱۶۰)، نخستین قانون اساسی این کشور را برای اجرا در سیزده ایالت مختلف، تصویب کرد.
این قانون تا سال ۱۷۸۸(۱۱۶۷) به عنوان “دستورالعمل اجرایی”(operating system) دولت آمریکا استفاده می شد و از آن پس با قانون اساسی فعلی این کشور که در آن سعی شده بود مشکلات موجود در اولین دستورالعمل اجرایی دموکراتیک مدرن برطرف گردد، جایگزین شد.

سیستم های گرداننده و اداره کننده ی ارزهای رمزنگاری شده نیز ممکن است در حال حاضر مرحله ی قابل قیاسی با دوران تصویب نخستین قانون اساسی (سال ۱۷۸۱) قرار داشته باشند که در آن دوران، کشور (آمریکا) سعی داشت سیستم حاکمیت جدید خود را که به نظر می رسید دارای آینده ای روشن باشد، آزمایش کند، اما همچنان دارای مشکلات عمده ای بود که باید رفع می شد. سؤالاتی که در آن زمان از تاریخ آمریکا مطرح بود، بی شباهت به سؤالت مطرح شده ی فعلی، در سطحی وسیع تر درباره ی بیت کوین و ارز رمزنگاری شده، نیست:

نوع قدرت و میزان اختیار هر یک از بخش های حکومت فدرالی، چقدر است؟ (به طور مشابه، نوع قدرت و میزان اختیار ماینرها، توسه دهندگان و کاربران چقدر است؟)

چه میزان از قدرت و اختیار باید از حکومت مرکزی به ایالت های مختلف تفویض(تمرکززدایی) شود و چقدر از آن باید در دولت مرکزی باقی بماند؟ (آیا تغییر مقیاس افقی (scale out) به واسطه ی راه حل های لایه دوم نظیر Lightning Network بهتر است یا تغییر مقیاس عمودی (scale up) با افزایش اندازه بلوک؟

حتی امروزه نیز سؤالات بسیاری در امور سیاسی و حاکمیت آمریکا وجود دارد که بیت کوین نیز با آن ها مواجه است.

دیدگاه بنیانگذاران چه بوده است؟ (دیدگاه ساتوشی چه بوده است؟)

ما باید به دیدگاه بنیانگذاران اهمیت بدهیم یا آن را با نیازهای فعلی خودمان تطبیق دهیم؟ (باید به دیدگاه ساتوشی اهمیت دهیم یا آن را با نیازهای فعلی خود تطبیق دهیم؟)

با این حال، تفاوت مهم این ارزها با دموکراسی در این است که این شکل های جدید حاکمیت بر ارزهای رمزنگاری شده (crypto-governance)، مکانیزم متفاوتی برای پرداختن به این سؤالات در اختیار ما قرار می دهند:

به عنوان مثال، فورک

در سال ۱۸۴۰، الکسیس دی توکویلِ Alexis de Tocqueville به منظور توصیف دموکراسی آمریکایی به دیگر اشراف زادگان اروپایی بیان کرد:

انتخابات­ها، جنبش های انقلابی کوچکی هستند. به جای این که تنش­ها و بحران­ها، طی چندین دهه­ بر روی هم انباشته و در نهایت با یک انقلاب خشونت بار خاتمه یابند، با استقرار دموکراسی در فرم انتخابات می توان یک سوپاپ اطمینان طبیعی ایجاد کرد تا از مشکلات مذکور پرهیز شود. به این ترتیب، شرکت کنندگان در شبکه، شهروندان، اجازه خواهند داشت احساساتشان را با صدای بلند ابراز کرده و حداقل تا حدودی، رهبرانشان را مجبور به پاسخگویی کنند.

آیا می خواید یک دموکراسی واقعی را شاهد باشید؟ یک فورک را امتحان کنید

الکسیس دی توکویلِ (Alexis de Tocqueville)

با ایجاد فورک، پویایی جدیدی در شبکه به وجود می­آید. در حال حاضر ما می توانیم علاوه بر رأی دادن، ساختار موجود (قانون اساسی) را فورک کرده و سیستم های جدید حاکمیتی راه­ اندازی کنیم تا ببینیم کدام یک بهتر کار می­کنند.
با فورک کردن، نه تنها به شرکت کنندگان امکان بروز نگرانی های خود را با صدای بلند پیدا می کنند، بلکه یک شبکه ی رقابتی به وجود می آید که به صورت دقیق تری تمایلات و آرمان های آن ها را منعکس می کند. به جای صرف انرژی و منابع برای متقاعد کردن طرف مقابل خود، با فورک کردن این امکان برای شرکت کنندگان به وجود می آید که کاری را انجام دهند که معتقدند شبکه را بهتر می کند.
در تشابه با شبکه ی اینترنت که امکان نوآوری بدون نیاز به مجوز(permissionless innovation) را در اختیار کاربران قرار داده و به هر فردی اجازه داد تا بتواند بدون درخواست مجوز، وب سایت ایجاد کند، فورک کردن نیز بدون درخواست مجوز به هر فردی اجازه می دهد که شبکه ی خودش را ایجاد کند. این کار مشابه تست A/B بر روی استروئیدها است. با این حال، یکی از نکاتی که ما از کشمکش های ایجاد شده بر سر فورک سگویت۲x که در حال حاضر معلق شده می آموزیم، این است که فورک کردن، نحوه ی اعتراض کردن شرکت کنندگان در شبکه را تغییر می دهد.

روش بیان و ابراز کردن توانمندی

در سال ۱۹۷۰، آلبرت هیرشمن (Albert Hirschman)، در مقاله خود به نام “خروج، اعتراض و وفاداری” اینگونه استدلال کرد که اعضای یک سازمان، که عضو یک کسب و کار، یک کشور یا هر گروه دیگری هستند، هنگامی که از حاکمیت سازمان ناراضی باشند، دو واکنش احتمالی خواهند داشت:

آن ها می توانند خارج شوند (رابطه را ترک کنند)، یا می توانند اعتراض کنند (سعی کنند از طریق برقراری ارتباط، بهبودی در رابطه ایجاد کنند).

شهروندان یک کشور می توانند با مهاجرت به کشوری دیگر (خروج) یا اعتراض (سروصدا کردن) به سرکوب های سیاسی، واکنش نشان دهند. کارمندان می توانند خودشان انتخاب کنند، کاری که برایشان ناخوشایند است را رها کنند (خروج) یا برای بهبود وضعیت با مدیران صحبت کنند (اعتراض). مشتریان ناراضی و خشمگین می توانند تصمیم بگیرند که از جایی دیگر خرید کنند یا برای اعتراض به مدیر فروشگاه مراجعه کنند.

آیا می خواید یک دموکراسی واقعی را شاهد باشید؟ یک فورک را امتحان کنید

آلبرت هیرشمن (Albert Hirschman)

فورک کردن، سبب می شود گزینه ی خروج، مطلوبیت بیشتری نسبت به گذشته داشته باشد. بدین ترتیب، نقش اعتراض به طور کامل تغییر پیدا می کند.
در حالی که یک کارمند، مثلاً در شرکت گوگل، سه پیشنهاد کاری دیگر روی میز خود داشته باشد، با احتمال بیشتری در مقابل مدیر خود ایستاده و از تغییراتی که مایل است اتفاق بیفتند دفاع می کند. زیرا این پیشنهادهای کاری، هزینه ی خروج را برای وی کمتر کرده و در عین حال تمایل او به اعتراض را افزایش می دهد.
افزایش توانایی برای خروج از جامعه ارز رمزنگاری شده و افزایش اعتراضات مربوط به آن، ممکن است در خارج از این جامعه بهم ریختگی و رویارویی، به نظر برسد. با این حال، روش بیان را تسهیل کرده و بحث در مورد بهترین ایده ها، منجر به نتیجه ی بسیار مناسب تری (نخبه سالارانه) خواهد شد.
کارمند شرکت گوگل که قادر به ترک این شرکت است، در واقع نسبت به کارمند دیگری که این امکان را ندارد، با احتمال بیشتری تغییر بارز و معنی داری در سازمان ایجاد می کند.
توانایی ایجاد فورک، هم از طریق فورک (با ایجاد یک پروتکل جایگزین که پس از آن قادر به رقابت است)، و هم از طریق توانمند ساختن شرکت کنندگان در شبکه برای داشتن صدای اعتراض بیشتر، سازگاری و تطابق لازم را ایجاد می کند.
چیزی که ما در بیت‌کوین کش مشاهده می کنیم، تعدادی از افراد با سابقه هستند. این گروه از بلاکرهای بزرگ، پروتکل جایگزینی را ایجاد کردند و هم اکنون در حال ساخت یک اکوسیستم و متقاعد کردن ماینرها، توسعه دهندگان و کاربران برای سرمایه گذاری در آن هستند.

آنچه که ما در Segwit2x مشاهده کردیم، دومین مورد بود. جامعه anti-2x می دانست که فورک پیشنهادی می تواند یک بلاک‌چین رقابتی ایجاد کند، اما در عین حال مطمئن بودند که آن بلاکچین آن ها را از بین نخواهد برد. آن ها ابایی از ابراز عقیده و انجام این کار نداشتند، زیرا در موقعیت همان کارمندی بودند که پیشنهادات شغلی دیگری بر روی میزش داشت.
اگر ۸۰ درصد کارمندان گوگل می توانستند فردا از شرکت بیرون رفته و تمام دارایی های شرکت را با خود ببرند، مطمئناً در مورد تغییراتی که می خواهند ببینند صدای رساتری داشتند. همچنین می توان مطمئن بود که مدیریت بسیار پاسخگوتر خواهد بود.
ما نمی دانیم که این اکوسیستم ها چگونه عمل خواهند کرد، اما امکان ایجاد فورک و افزایش صدای اعتراض، امور را تسهیل کرده و نشان می دهد که ممکن است ما به سمت یک شکل حاکمیت نخبه‌ سالارانه حرکت کرده و تکامل پیدا کنیم.

شما چه فکر میکنید؟ آیا فورک یک قابلیت مثبت است یا منفی؟ آیا فورک های پیش رو موجب قوی تر شدن سیستم خواهد شد یا موجب تضعیف و به خطر انداختن سیستم می شود؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید

منبع: coindesk

آیا می خواید یک دموکراسی واقعی را شاهد باشید؟ یک فورک را امتحان کنید

[ امتیاز : ]
برچسب ها